صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
29
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَها قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما يُوحى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي ( الاعراف - 203 ) و هر وقت تو آيهاى براى آنها نياورى بر تو اعتراض مىكنند كه چرا آيهاى فراهم نساختى . بگو من فقط از آنچه به من وحى مىشود پيروى مىكنم . قرآن در مورد ديگر اين تصور را كه وحى يك پديدهء كاملا بىسابقه و عجيب است نفى نموده و گفته : أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قالَ الْكافِرُونَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبِينٌ 3 ( يونس - 2 ) آيا براى مردم اين يك حادثه شگفتآور است كه ما به مردى از خود آنان وحى نمودهايم ( و به او گفتهايم ) مردم را انذار كن ، و به آنان كه ايمان مىآورند بشارت ده كه آنها نزد پروردگارشان مقامى رفيع دارند ، آرى كافران ميگويند : اين مرد يك ساحر توانا و چيرهدست است . اينكه همهء مردم در انسانيت مشترك هستند منطقا اين نتيجه را نمىدهد كه خدا نبايد به يك انسان ، مرحله خاصى از علم و حكمت و ايمان را عطا كند و وقتى خداوند اين مرحله را عملا به انسانى عطا فرمود ، اين حادثه آنچنان عجيب و غير عادى نبود كه مردم شگفت زده شوند و كافران بگويند : اين چيزى مانند سحر است . وقتى قرآن مىگويد نزول وحى نبايد انسانها را شگفت زده كند ، معلوم مىشود كه مىتوان وحى را بدون در پيچيدگى و ابهام افتادن ، به آسانى فهميد . بنابر اين بايد بهبينيم كه حقيقت اين وحى از ديدگاه خود دين چيست و وجه تشابه ميان پديدهء وحى كه بر محمد ( ص ) فرود آمد و آنچه بر پيامبران ديگر نازل مىشد كدامست ؟ دين در نامگذارى اين « آگاهى بخشيدن نهانى سريع » با واژهء « وحى » از